زبان Lang

‌اعلانیه‌ای وجود ندارد

بار اول است که از نسخه جدید سایت بازدید می‌کنید؟ آیا تمایل دارید که راهنمای سایت را مطالعه فرمایید؟

مولفه های بصری ؛ نوشته بروس بلاک 3

به گزارش دریچه سینما؛ هرکجا که می رویم، با تصاویر برخورد می کنیم. به تصاویر کتاب ها، مجالت و موزه ها می نگریم. تصاویر متحرکی در فیلم ها، در تلویزیون و کنسرت ها و نمایش ها می بینیم و بازی های ویدیویی می کنیم و در اینترنت می گردیم.

ما به تصاویر زیادی نگاه می کنیم. بزرگ، کوچک، متحرک، ثابت، رنگی یا سیاه و سفید، اما همه این ها تصویر هستند. کتاب داستان گویی تصویری خلق ساختار تصویری فیلم، تولیدات تلویزیونی و رسانه دیجیتال نوشته بروس بلاک درباره چگونگی فهمیدن و کنترل کردن این تصاویر است. هر تصویری از یک داستان، تصاویر و گاهی صداها تشکیل شده که با یکدیگر استفاده می شوند. این سه عنصر معنای تصویر را منتقل می کنند. اگر تصویر یک تبلیغ است، بیننده باید به خرید محصول ترغیب شود، اگر تصویر یک بازی کامپیوتری است، داستان، تصاویر بصری و صدا می تواند ما را معتاد بازی کند.

فصل دوم ؛  بخش اول کنتراست ( تضاد ) و پیوستگی

نوشته بروس بلاک، ترجمه اختصاصی برای اولین بار در ایران از بلال طاهری و کمیل طاهری

کنتراست ( تضاد ) و پیوستگی
کلید ساختار بصری
ساختار بصری مبتنی بر درک اصول تضاد و وابستگی است. تضاد چیست؟ تضاد به معنی تفاوت است. کنتراست تفاوت درخشندگی رنگ در اشیاست که باعث تمایز آنها )یا تصویرشان( از یکدیگر می شود .

در اینجا مثالی از کنتراست با استفاده از مؤلفه بصری لحن ( تن)  آورده شده است. تن به روشنایی اشیاء اشاره دارد. تن را می توان با استفاده از مقیاس خاکستری سازماندهی کرد. کنتراست تن به معنای دو سایه خاکستری است که از نظر روشنایی تا حد امکان متفاوت هستند. دو تن خاکستری با حداکثر تضاد یا اختلاف مربع سیاه و مربع سفید است. تصویری که حداکثر تضاد تن را نشان می دهد ، فقط از تن های سیاه و سفید استفاده می کند.

این عکس کاملا سیاه و سفید ، نمونه ای از تضاد حداکثر لحن است. پیوستگی چیست؟ پیوستگی به معنای شباهت است. هر تن خاکستری در کنار یکدیگر در مقیاس خاکستری میل و پیوستگی به هم دارند. تصویری که حداکثر پیوستگی به تن را نشان می دهد ، از بخش محدودی از مقیاس خاکستری استفاده می کند.

این عکس ها نمونه هایی از پیوستگی تنی است. یکی فقط ازسیاه و خاکستری تیره استفاده می کند و عکس دیگر از دو رنگ خاکستری روشن استفاده می کند.

هر مؤفه بصری ( فضا، خط ، شکل ، لحن ، رنگ ، حرکت و ریتم ) را می توان از لحاظ کنتراست و پیوستگی توصیف کرد و از آنها استفاده کرد، که در فصل های بعدی به بحث در این رابطه خواهیم پرداخت. به بیان ساده تر ، کنتراست به معنای تفاوت و پیوستگی به معنای تشابه است.

اصل تضاد و پیوستگی می گوید:
هرچه کنتراست در یک مؤلفه تصویری بیشتر باشد ، قدرت بصری یا پویایی بیشتر می شود. هرچه پیوستگی در یک مؤلفه تصویری بیشتر باشد ، قدرت بصری یا پویایی کاهش می یابد.

 

یا به زبان ساده تر:
کنتراست = قوت بصری بیشتر
پیوستگی = قوت بصری کمتر

شدت بصری به چه معناست؟ رانندگی پرتحرکت حالت هیجان دارد اما خواب توله سگ ندارد! یا یک سکانس اکشن وحشی در یک فیلم عالی هیجان انگیز است اما تصویری از ساحل آرام اقیانوس در یک روز هیجانی ندارد. یک بازی رایانه ای می تواند هیجان انگیز یا کسل کننده باشد.

یک تبلیغات تلویزیونی می تواند تحریک کننده یا تسکین دهنده باشد. یک مستند می تواند نگران کننده یا اطمینان بخش باشد. این واکنشهای احساسی مبتنی بر شدت یا پویایی واکنش عاطفی مخاطب هنگام خواندن کتاب ، گوش دادن به موسیقی یا دیدن یک تصویر است. واکنش مخاطب می تواند احساسی باشد )آنها گریه می کنند ، می خندند ، یا فریاد می زنند( یا جسمی باشد )عضلاتشان تنش می یابد ، چشمان خود را می پوشانند ، به خواب می روند(. معمولاً هرچه محرک بصری شدیدتر باشد ، واکنش مخاطبان شدیدتر می شود.

یک نویسنده خوب کلمات ، جملات و پاراگراف ها را با دقت ساختارمند می کند. یک نوازنده خوب با دقت نت ها ، ماژورها و نوارها را می سازد. یک کارگردان ، فیلمبردار ، طراح تولید یا تدوین گر ساختارهای بصری را با استفاده از اصل کنتراست و پیوستگی به مؤلفه های اصلی بصری این کار را می کنند.

اثر اصل تضاد و پیوستگی را می توان با یک ترسیم ساده نشان داد:

کدام نیمی از این قاب قوی تر است؟ نیمه راست پر از خطوط متضاد است که شدت بصری را ایجاد می کنند. نیمه چپ به دلیل پیوستگی بصری فاقد قوت است. هر نیمی از قاب شخصیت بصری متفاوتی دارد.

مثال دیگری با استفاده از دو فیلم کوتاه فرضی:

 

این یک استوری بورد ( صفحه داستان) برای اولین فیلم است. صفحه داستان مجموعه ای از نقاشی ها است که نشان می دهد فیلم نهایی چه شکلی خواهد بود. هر نما در این فیلم یک ثانیه طول می کشد. فریم از سفید شروع می شود و سپس به مشکی ، سپس سفید ، سیاه و غیره می رود. این جایجایی از سفید به سیاه برای چند دقیقه ادامه خواهد یافت. واکنش مخاطب نسبتاً قابل پیش بینی است. حمله سریع قابهای سیاه و سفید متضاد ، تماشای آن را بسیار شدید و غیرممکن خواهد شد. تمام این فیلم کنتراست است. خیلی شدید است.

این یک صفحه داستان برای فیلم دوم است. هر قاب با رنگ خاکستری یکسان است. هیچ چیز تغییر نمی کند. مخاطبان این فیلم را برای چند دقیقه تماشا می کنند و البته آن را کسل کننده و یکنواخت می یابند. تمام فیلم پیوستگی دارد. فاقد پویایی بصری است.

کنتراست فیلم سفید / سیاه بیش از حد شدید است و پیوستگی فیلم خاکستری به هیچ وجه قوت ندارد. 

اگرچه اصل تضاد و پیوستگی ساده است ، اما استفاده از آن پیچیده تر می شود. هر یک از هفت مؤلفه اصلی بصری را می توان در خرده مؤلفه های مختلف تقسیم کرد ، و همه آنها باید به تضاد و پیوستگی وابسته باشند. اما پس از درک مؤلفه های اصلی بصری و اصل تضاد و پیوستگی، کنترل ساختار بصری امکان پذیر می شود.

شش فصل بعدی مؤلفه های اصلی بصری را تعریف می کند. دانستن چگونگی دیدن آنها ، کنترل عملی آنها در تولید و از همه مهمتر ، استفاده از آنها برای ایجاد یک ساختار بصری بسیار مهم است.

برای مطالعه بخش اول این ترجمه بر روی لینک زیر کلیک کنید:

shorturl.at/awQY2

پنج شنبه 1398/5/24 ساعت 21:37